BESP

رنجیده‌ام دستم را در دستِ لحظه ات بگذار

دستم را در دست لحظه ات بگذار… رنجیده‌ام دستم را در دستِ لحظه ات بگذار که آغوشِ این شهر افق ندارد که خواهش بزرگی‌ ‌ست دلتنگ نبودن در کوچ و …

دستم را در دست لحظه ات بگذار. رنجیده‌ام دستم را در دستِ لحظه ات بگذار که آغوشِ این شهر افق ندارد که خواهش بزرگی‌ ‌ست دلتنگ نبودن در کوچ و آرزو یِ زیبائی ست

رنجیده‌ام دستم را در دستِ لحظه ات بگذار که آغوشِ این شهر افق ندارد که خواهش بزرگی‌ ‌ست دلتنگ نبودن در کوچ و آرزو یِ زیبائی ست باز گشت.

رنجیده‌ام. دستم را در دستِ لحظه ات بگذار. که آغوشِ این شهر افق ندارد. که خواهش بزرگی‌ ‌ست. دلتنگ نبودن در کوچ. و آرزوی زیبائی ست. باز گشت… نوشته شده در سه شنبه …

رنجیده‌ام دستم را در دستِ لحظه ات بگذار. رنجیده‌ام دستم را در دستِ لحظه ات بگذار که آغوشِ این شهر افق ندارد که خواهش بزرگی‌ ‌ست دلتنگ نبودن در کوچ و آرزویِ زیبائی ست

رنجیده‌ام دستم را در دستِ لحظه ات بگذار که آغوشِ این شهر افق ندارد که خواهش بزرگی‌ ‌ست دلتنگ نبودن در کوچ و آرزو یِ زیبائی ست باز گشت. #نیکی_فیروزکوهی

همنفس رنجیده‌ام دستم را در دستِ لحظه ات بگذار که آغوشِ این شهر افق ندارد که خواهش بزرگی‌ ‌ست دلتنگ نبودن در کوچ و آرزو یِ زیبائی ست باز گشت .

هر بار که مست لحظه های با تو هستم فکر مى کنم ، … چقدر خوشبختم ! … جزئی از لحظه ها …. می پسندم. رنجیده‌ام … دستم را. در دست لحظه ات بگذار. که آغوش این شهر افق ندارد.

+ نوشته شده در شنبه سی ام آذر ۱۳۹۲ ساعت 6:39 توسط م.ح | نظر بدهيد … رنجیده‌ام. رنجیده‌ام دستم را در دستِ لحظه ات بگذار. که. آغوشِ این شهر افق ندارد. که. خواهش بزرگی‌ ‌ست.

زمانه بعد از شما دست های خالی شان را پر میکند گاهی با “قلم” گاهی با “سیگار” و بیچاره ….. رنجیده‌ام دستم را در دستِ لحظه ات بگذار که آغوشِ این شهر افق ندارد که خواهش …

… رنجیده ام. رنجیده‌ام، دستم را در دستِ لحظه ات بگذار که آغوشِ این شهر افق ندارد که خواهش بزرگی‌ ‌ست دلتنگ نبودن در کوچ و آرزو یِ زیبائی ست باز گشت.

رنجیده‌ام دستم را در دستِ لحظه ات بگذار که آغوشِ این شهر افق ندارد که خواهش بزرگی‌ ‌ست دلتنگ نبودن در کوچ و آرزو یِ …

مستی که هر دو دست را پابند دامت می‌کند. ای آسمان عاشقان ای … یک لحظه‌ات پر می‌دهد یک لحظه لنگر می‌دهد. یک لحظه صحبت می‌کند یک لحظه شامت می‌کند. یک لحظه می‌لرزاندت …

اشکال کجاست؟ ب.نرنجیده‌ام دستم را در دستِ لحظه ات بگذار که آغوشِ این شهر افق ندارد که خواهش بزرگی‌ ‌ست دلتنگ نبودن در کوچ و آرزو یِ زیبائی ست

نت های تنهایی. رنجیده‌ام. دستم را در دستِ لحظه ات بگذار. که آغوشِ این شهر افق ندارد. که خواهش بزرگی‌ ‌ست. دلتنگ نبودن در کوچ. و آرزو یِ زیبائی ست. باز گشت .. پ ن .

رنجیده‌ام دستم را در دستِ لحظه ات بگذار که آغوشِ این شهر افق ندارد که خواهش بزرگی‌ ‌ست دلتنگ نبودن در کوچ و آرزو یِ زیبائی ست باز گشت… خاطراتت …

دست آخر. به تاول های پایت می رسی. آدم ها هم به کفش ها بی شباهت نیستند … رنجیده‌ام دستم را در دستِ لحظه ات بگذار که آغوشِ این شهر افق ندارد که خواهش بزرگی‌ ‌ست

اس ام اس پیامی است با موضوعات مختلف که برای بیان احساسات چه غم ، چه عشق و چه … اس ام اس جدید زیبا و احساسی. رنجیده‌ام. دستم را در دستِ لحظه ات بگذار. که آغوشِ این …

دستم را در دست لحظه ات بگذار.. رنجیده‌ام. دستم را در … هذیان لحظه هایی را می گوید که بی آمدن،گذشت. ناچارم بانو. باید چنان بی قرار از خیال ریشه ام بگریزم. تاخودم را در …

به آغوشِ خسته‌ ام مجالی ده. بگذار. گریستن. بر زخم‌ های دیرین . قلب‌ های خفته را ….. بازديد : 347. رنجیده‌ام. دستم را در دستِ لحظه ات بگذار. که آغوشِ این شهر افق ندارد.

ظ دستم را در دست لحظه ات بگذار رنجیده‌ام دستم را در دستِ لحظه ات بگذار که آغوشِ این شهر افق ندارد که خواهش بزرگی‌ ‌ست دلتنگ نبودن در کوچ و آرزو یِ زیبائی ست باز …

۱۳۹۴/۰۹/۱۶. رنجیده‌ام دستم را در دستِ لحظه ات بگذار که آغوشِ این شهر افق ندارد … امام مهدی مضطر هست این درد هم از جانب دوست تحمل میکنه اما حواسمون باشه این دست رو

رنجیده‌ام دستم را در دستِ لحظه ات بگذار که آغوشِ این شهر افق ندارد که خواهش بزرگی‌ ‌ست دلتنگ نبودن در کوچ و آرزو یِ …

رنجیده‌ام دستم را در دستِ لحظه ات بگذار که آغوشِ این شهر افق ندارد که خواهش · @r_poyan Profile picture · @r_poyan · جاده جنگلی دالیخانی و دهستان جنت رودبار. رنجیده‌ام

دستم را در دست لحظه ات بگذار… رنجیده‌ام دستم را در دستِ لحظه. دستم را در دست لحظه ات بگذار… رنجیده‌ام دستم را در دستِ لحظه ات بگذار که آغوشِ این شهر افق ندارد که خواهش …

برچسب‌ها:, , , , , , , ,

فروشگاه مارکت سنتر